توله - تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 18:28
تول رفت تولد دوستش مثل همه آخر هفته های گذشته و خواسته من مهمتر از دوستش بود!اینجا نوشتم که یادم بماند، در زمان مناسبش یادم بماند که کسی که من اولویتش نیستم ! نباید اولویتم باشد! Adblock test (Why?)
C - تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 18:28
انسان خود خواه، خوش گذران و دروغگو رهاش کردم تا کائنات و خدا کسی که متاسبم هست را برام مقدر کنند.
بیمارستان - تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 18:28
ا .. اومد چند روزی پیشم و دیشب اشتباهی مسموم شدم با پد لاک پاک کن و رفتم بیمارستان ، ع کثافت به ا گفتخ تقصیر تو بود و حالش یکم بهم ریخته...امشب شب آخره اینجاست و کل دیشب و امروز بیمارستان بودم و خدا را شکر چیزی نبود ( اولین تجربه بیمارستانم) الان بهم ثابت شد ذهن ماجرا جو و اسکولی دارم به هرچی فکر می...
ماه اسفند - تاریخ: 1401/12/12 ساعت: 19:20
امیدوارم بتوانم کار متاسبم پیدا کنم وزنم کنترل کنمهمسر دلخواهم پیدا کنمنمراتم عالی شده باشه و مشکلات مالی ام حل شود ماشین جدید بگیرمخدایا مرسی بابت همه اینها و اینکه به من همه اینها را باهم و تا قبل عید نی دهی ❤️
زندگی - تاریخ: 1401/12/12 ساعت: 19:20
جایی که دیروز در خواست کار دادم، امروز پیام داد.. دیدم استاد و پروفسور خودمون هست...خدای من کارم درست کن، بقیه امتحاناتم الهی قبول بشم و ه...خوب❤️مرسی خدای مهربانم Adblock test (Why?)
خدا جونم مرسی که - تاریخ: 1401/11/26 ساعت: 12:58
مشکلی نبود!امتحان کاری را دادم ، امیدوارم قبول بشم و برگردم خونه خودم ❤️خدایا ممنونم برای کاری که قرار دادش بهم میدهی هفته بعد
امروز به و … که یهودی هست - تاریخ: 1401/11/26 ساعت: 12:58
گفتم بگو بشم الله رحمن الرحیم ...با لحن و صوت قشنگ اجراش کرد
دیروز با و رفتیم رستوران ای….. خیلی خوشش آمد - تاریخ: 1401/11/26 ساعت: 12:58
امروز بیشتر خسته بود! منم دلتنگ ..... نمیدانم چرا هیچ وقت یاد نگرفتم احساسات کنترل کنم؟ آدم مغروری هستم ،نه اینکه خودم برای کسی بگیرم اما سریع هرچیزی بهم بر میخورد و نمی خواهم زیر منت کسی باشم.فردا آخرین امتحانم هست و بعدش میروم شهر قبلی...خدایا کمک کن که انشالله تمام امتحاناتم قبول شده باشم Adblock...
خدا جونم - تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 19:27
امتحان برام آسون کن ❤️❤️❤️❤️❤️مرسی
مدتیه حس میکنم اهداف اصلی ام فراموش کردم - تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 19:27
باید قبل ورود به هرکاری ابتدا خودم و اهدافم اولویت دهم وذهنم و وقتم کنترل کنم. خدایا به امید تو
خواهر - تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 19:27
سالهاست آزارم می دهد، بدون دلیل...بدون اینکه حتی یکبار به اش بی احترامی، بی محبتی یا توهین کرده باشم!این بار تصمیم گرفتم مثل خودش بی ادب و بد ذات بشم.... خیلی خوبی کردم ، خیلی از خود گذشتگی نه دید.اینکه حس کنی خواهرت مدام دنبال زیر آب زنی ات حس ، درد بدیه ... انگار حسادتی پنهانی دارد... آخه چرا؟ Adb...
دلتنگم ، دلتنگ مردی که مرد نبود ... تکیه گاه ام نبود مثل دیوار رنگ کرده - تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 6:52
که نباید به اش تکیه میکردم اما کردم و الان در قلب رد پایش مانده و پاک نمیشه .... کاش کمی به فکر زندگی خودمان بودی .... لعنت به تو لعنت به مادرت و زن برادرت
سه هفته پیش دو تا خواستگاری رد کردم - تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 6:52
بخاطر فقط آشنایی با خواستکاری که وج معرفی کرده بود و مامانم در جریان بود.باهاش حرف زدم حرفهاش خیلی شبیه تو بود ترسیدم که باز من بپیچاند حین خودت .... س و هانیه از همین موضوع باز داستان ساختن با هزاران
تا میام خاک تو سر من که هیچ وقت درس نمیگیرم - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 20:19
فکر میکنم خانواده ام به فکرم هستند درحالیکه هر حرفی بگم از اون بر علیه خودم استفاده میکنند...
دلم میخواست الان شونه ات بود و توی آغوش ات آرام میگرفتم - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 20:19
ببین با اون همه عشق چه کردی؟ امروز حال مادرم خوب نیست، فردا قراره تو بری و صحبت کنی با مشاوره ...خواست من فقط یک چیز بود امروز دوری و نشنیدن از تو نه اینکه دوستت نداشته باشم هنوز بلکه تحمل اینکه خیانت
امروز روز صحبت ا..با مشاور دادگاه هست - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 20:19
صبح رفتم فیزیوتراپی بخاطر دیروز که حال مامانم بابت انسیه خوب نبود و هم زنگ مشاور, دوباره گردن دردم برگشت.صبح زنگ زدم به مشاور, تا در مورد مسائل دیگه به ا...نگه اما الان دلم آشوب هست...مثل جان کندن بی حس و حال.....چی شد چطور شد زندگیم اینجوری شد؟ م....خیلی ابراز محبت میکنه ولی هیچ حسی به اش ندارم متا...
عشق ... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 20:19
م...خیلی شرایطش به من میخوره حس خوبی به اش دارم ولی عاشق نیستم هرچند اون طفلی عاشق هست....
خونه گرفتم برای مامانم شان - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 20:19
قرار داد بستیم.الان تنهام خانه امیدوارم بتوانم اهدافم راحت دنبال گنم
امشب حسی به ات ندارم - تاریخ: 1398/3/13 ساعت: 6:58
امروز رفتم مشاوره و نمیدانم کار خودم ادامه بدهم یا درسم بخوانم؟
همه چیز های منفی و سوگواری تمام شد. - تاریخ: 1398/3/13 ساعت: 6:58
باید از امروز فقط به اهدافم فکر کنم و اون قدر پیشرفت کنم که گذشته پیش آینده ام زانو بزند. اول باید خوب درسم بخوانم و مدرک زبان بگیرم. دوم پیگیر کار شخصی و گواهی نامه سوم دانشگاه و خانه برای مامانم شان از همه مهمتر اول شش باید برم باشگاه ورزشی و کلاس شنا پیگیر بشم.من میتونم